آن‌جا ماند. بعدها، در سنت آنتونين نزديك مونتابان كشيش شد. در 1210، در مونتابان تأليف‌ تاريخ منظوم جنگ صليبي با آلبيگاييان را (در 2770 بيت‌) آغاز كرد، كه از رويدادهاي سال‌هاي‌1207تا 1213، بحث مي‌كند. احتمالاً او در آن سال وفات يافت‌، يا كارش به نحوي ناتمام‌ ماند. وي مورخي آگاه بود و كوشيد به زبان فرانسه بنويسد، با توجه به اين كه زبان او زباني‌ بدوي است مركب از زبان فرانسه‌ٴ شمالي و جنوبي‌.
اين منظومه‌، منظومه‌ٴ مفصل‌تري را به دنبال داشت (حدود 7000 بيت‌)، درباره‌ٴ رويدادهاي‌ سال‌هاي 1213 ـ 1219، كه آن را موٴلف ناشناسي به زبان فرانسه‌ٴ جنوبي سروده است‌. تمايلات‌ هر دو منظومه مانند زبان آنها متفاوت است‌. گيوم مسائل را از چشم صليبيان مي‌بيند، هرچند تا حدي با بي‌طرفي‌؛ برعكس‌، شاعر ناشناس علاقه‌ٴ عميق خود را به امير تولوز و مردم ستمديده‌ٴ جنوب پنهان نمي‌كند. در اين جا بهتر است به خاطر داشته باشيم كه هدف جنگ صليبي كاملاً ديني نبود، رهبري مانند سيمون دومونفور خونخوار، ارل ليستر1 (حدود 1165 ـ 1218)، به‌ مسائل سياسي هم دست كم به اندازه‌ٴ مسائل مذهبي توجه داشت‌. هدف او يكسره كردن كار اميران تولوز، فوا و ساير خاندان جنوب بود.

پير ووسرني‌2

مورخ فرانسوي‌. وارد صومعه‌ٴ سيسترسيني وودو سرنه در نزديكي شوروز3 شد كه عمويش گي‌ در آن جا راهب بود. در 1202، هر دو در ونيز به صليبيان پيوستند. در حدود 1210 ـ 1211، در جنوب فرانسه بودند، گي در 1212، اسقف كاركاسون شد. پير در جنگ صليبي بر ضد آلبيگاييان‌ شركت جست و شرح آن را از 1203 تا 1218، به لاتيني نوشت‌. اين گزارش علي‌رغم‌ كهنه‌پرستي آن بسيار باارزش است‌، مطالب آن بيشتر در اطراف سيمون دو مونفور دور مي‌زند و هواداري او از سيمون چنان مشهود و چندان كودكانه است كه بيش از آن ممكن نيست‌. مثلاً چنان‌ جنايت‌ها و خونخواري‌هاي او را به صورت افتخاراتش گزارش مي‌دهد كه مورخ باهوش‌تري‌ ترجيح مي‌داد آنها را مخفي كند.

ريگور4

وقايع‌نگار رسمي فرانسه‌. در لانگدوك عليا زاده شد، يعني در همسايگي آلي يا نيمس‌؛ تا حدود


Simon of Montfort , earl of Leicester .1
Peter of Vaux Cernay, Petrus Sarnensis sive Vallis Sarnaii .2
Vaux de Cernay, Chevreuse (Seine-et-Ois.e) .3
Rigord .4